ارتباطات ورادیولوژی
اصول تصویر برداری تشدید مغناطیسی MRI بر پایه تشدید مغناطیسی هسته ای NMRاستوار است.NMRدر سال 1940بوسیله بلوچ(Bloch) و پارسل(Purcell) به طور جداگانه کشف شد و از ان پس بع عنوان یکی از شاخه های مهم علوم فیزیک و شیمی در امد.

در ابتدا شیمی دان ها از NMRرای درک بهتر خواص مواد استفاده می کردند اما کاربرد ان در سیستم های بیولوژیک در اوایل سال1971 مرسوم شد.از آن زمان تا کنون NMRبه مدد پیشرفت تکنیک بع عنوان یکی از روشهای بسیار مفید در تشخیص بیماری ها مورد استفاده قرار می گیرد.

حرکت فرفره ای پروتون و پدیده تشدید مغناطیسی

هسته تمام عناصر دارای خاصیتیمی باشند به نام "مومنتوم مغناطیسی" بدین معنا که اگر اتم های یکی از عناصر را در یک میدان مغناطیسی قرار دهیم هسته ها تمایل دارند که در راستای خطوط میدان مغناطیسی به سمت بالا قرار گیرند.

البته هسته ها دقیقا در راستای میدان مغناطیسی قرار نمی گیرند بلکه طبق قوانین مکانیک کوانتوم با خط میدان زاویه ای مکی سازند.تمام انواع هسته ها مومنتوم زاویه ای که در واقع اساس تصویر برداری تشدید مغناطیسی را تشکیل می دهد.

در مکانیک کوانتوم،مومنتوم زاویه ای را با عددی بیان می کنند بنام "اسپین هسته ". در یک هسته خاص، نحوه قرار گرفتن هسته ها نسبت به خطوط میدان مغناطیسی بستگی به مقدار عدد اسپین دارد.به طوریکه هر یک از هسته ها با توجه به نحوه استقرار خود نسبت به خطوط میدان با یک زاویه مخصوص به خود در حول میدان مغناطیسی حرکت چرخشی می کنند.

مومنتوم مغناطیسی هسته هیدروژن به نحوی است که می توان در تصویر برداری MRIاز ان استفاده نمود.اسپین پروتون نیز در یک میدان مغناطیسی می تواند به دو وضعیت مختلف قرار بگیرد/یکی از دلایل انتخاب پروتون برای تصویر برداری MRIفراوانی آن در بافت های بدن می باشد.

فرکانس حرکت چرخشی هسته حول محور عمودی(Precession) تابعی از قدرت میدان مغناطیسی و نوع هسته مورد نظر است.این فرکانس که به نام فرکانس لارمور معروف است مساوی حاصل ضرب قدرت میدان مغناطیسی در یک ضریب ثابت به نام نسبت ژیرو مغناطیس می باشد. نسبت ژیرومغناطیس در هر هسته ای که دارای مومنتوم زاویه ای باشد عدد ثابتی است.

اهمیت فرکانس لارمور از این جهت است که هسته ها تنها در در این فرکانس است که می توانند انرژی را جذب کرده و راستای خود را عوض کنند.در تصویر برداری با استفاده از اتم های هیدروژن انرژی مذکور از طریق امواج رادیویی تامین می شود که مقدار آن می تواند 1 تا 100 مگا هرتز متغییر باشد.

اگر یک موج RF با فرکانس لارمور به پروتون ها تابیده شود آنگاه راستای بیشتر پروتون ها تغییر کرده و در خلاف جهت میدان مغناطیسی قرار می گیرند. سپس با گذشت زمان پروتون ها مجددا به حالت اول و در جهت میدان مغناطیسی قرار می گیرند.در حین این بازگشت پروتون ها از خود انرژی ساطع می کنند که فرکانس آن برابر فرکانس لارمور می باشد.سیستم NMRمی تواند با استفاده از همین ساطع شدن انرژی ها محل پروتون را تعیین کرده و مورد تصویر برداری قرار دهد.

هسته های در حال گردش می توانند انرژی موجی را با فرکانس لارمور به آنها تابیده می شود جذب نمایند.به این خاصیت هسته های فوق"تشدید" یا "رزونانس" می گویند.اگر مقدار فرکانس امواج تابیده شده دقیقا مساوی فرکانس لارمور نباشد هسته ها  نمی توانند انرژی این امواج را جذب کرده و لذا قادر به تغییر وضعیت خود نیستند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 11:14  توسط هدی و حمیده ماهانی | 
سقراط برای نخستین بار در 4000سال پیش از میلاد مسیح مفهوم اتم به معنی برش نیافته را به کار برد.

یونانی ها اولین کسانی بودند که از جذب و دفع اجسام به وسیله نیروهایی ناورئی که ما امروزه آنها را الکتریسیته می نامیم به شگفت آمدند.آنها ابتدا متوجه شدند که اگر یک تکه کهربا به پوست خزه مالیده شود می تواند ذرات اشیا بخصوصی را جذب نماید

در شهر ماگنزیا در ترکیه نیز مردم متوجه شدند که اگر برخی از سنگها روی محور خود قرار بگیرند بلافاصلاه به حالت اولیه خود تغییر جهت میدهند.آنها از این ساختمان های مغناطیسی که امروزه به نام لوداستون معروف است در امر دریانوردی، مرایم مذهبی و اهداف جادویی استفاده می کردند. واژه مغناطیس نیز از نام همین شهر ماگنزیا گرفته شده است.

اصول ریاضی MRIکه امربرای ترجمه سیگنال های MR به موقعیت های فضایی بکار میرود اولین بار در 200سال قبل مطرح گردید.فوریه که فرد بسیار باهوشی بود زمانی این روند ریاضی بسیار پیچیدهرا معرفی کرد که در خدمت امپراطوری ناپلئون بود.نیاکان ما در قبل از میلاد مسیح افرادی بودند که ارتباط بین الکتریسیته و مغناطیس را بصورت تئوری بیان نمودند.البته تا200 سال بعد بصورت نهفته باقی ماند تا اینکه در سال 1819، هانس کریستین اورستد بصورت تصادفی متوجه شد که عقربه قطب نما در کنار یک بار الکتریکی منحرف می شود و نتیجه گرفت که الکتریسیته می تواند میدان مغناطیسی بوجود آورد.

12 سال بعد، مایکل فارادی ثابت نمود که عکس این قضیه هم صادق است، یعنی مغناطیس هم می تواند الکتریسیته را به وجود آورد. این مسله باعث تبیین القای مغناطیسی فارادی شد. این قانون نه تنها اساس سیگنال های MR را تشکیل می دهد بلکه به عنوان پیش زمینه ای برای رشته نوین الکترو مغناطیس نیز طرح گشت.

فارادی متوجه شد که اگر میدان مغناطیسی را از میان یک سیم پیچ الکتریکی و با زاویه 90 درجه عبور دهیم میتوان ولتاژ و شدت جریانی را در سیپیچ القا کرد. او هم چنین اظهار داشت که در صورتی می توان القای مغناطیسی را بطور پیوسته ایجاد کرد که میدان مغناطیسی قطع و وصل شده یا بصورت پالسی در آید.به همین دلیل بسیاری از افراد مایکل فارادی را به عنوان پدر علم الکتریسیته می نامند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 11:16  توسط هدی و حمیده ماهانی | 
سلام به دوستای عزیزم که به ما سر میزنن...باتوجه به در خواست دوستان تصمیم گرفتم یه بار دیگه در مورد MRI توضیح کامل تری بدم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 10:47  توسط هدی و حمیده ماهانی | 
میدان های مغناطیسی ثابت

هیچگونه اثر مضری از پرتو دهی کل بدن از میدان های مغناطیسی در محدوده ۲ تا حدود ۵ تسلا مشاهده نشده است .با این وجود، برای بیمارانی که در میدان مغناطیسی ثابت بزرگتر از قدرت مغناطیسی ۲ تسلا مورد تصویر برداری قرار می گیرند، اتحادیه بین المللی حفاطت در برابر پرتو ها پیشنهاد کرده است که بیماران باید جهت علائم مرتبط با سیستم عصبی مورد بررسی قرار گیرند. با وجود اینکه هیچ اثر زیانبار بیولوژیکی از میدان های مغناطیسی ثابت مورد استفاده در تصویر برداری رزنانس مغناطیسی به طور قطع در ارتباط با میدان های مغناطیسی ثابت تصویر برداری رزنانس مغناطیسی نبوده است ،هنوز هیچ پاسخ قطعی برای این اثر وجود ندارد. همچنان تحقیقات در این زمینه با به کارگیری مدل های حیوانی گوناگون و در میدان های مغناطیسی با قدرت های متغییر ادامه دارد.جهت پیشگیری از حوادث ایجاد شده توسط پرتابه ها،می بایست تمامی تجهیزات که به داخل اتاق تصویر برداری برده می شوند مثل واگن های برقی بیهوشی، صندلی های چرخ دار و چرخ دستی ای بیماران جهت حصول اطمینان از غیر فرو مغناطیس بودن بررسی شوند. نصب یک آشکار ساز فلز که همگان قبل از ورود به محوطه تصویر برداری رزنانس مغناطیسی ملزم به عبور از میان آن باشند،مصرا توصیه می شود.

راهنمای جیبی دائما بروز شده و حاوی جزئیاتی در خصوص ابزار ها و نکات ایمنی آنها باشند. همچنین توصیه می شود که همه پرسنل پرستاری، نظافت، بخش های اتفا  حریق، اورژانس و کارمندان بخش تصویر برداری رزنانس مغناطیسی در خصوص ریسک های نهانی و خطرات میدان  مغناطیسی ثابت ،آموزش داده شوند.آگاهی رسانی ثابت به افراد درگیر حیاتی می باشد. ضروری است که همه افراد در گیر با دستگاه تصویر برداری رزنانس مغناطیسی درک کافی از خطرات احتمالی می دان های مغناطیسی قدرتمند تصویر برداری رزنانس مغناطیسی  داشته باشند.

اثرات غیر حرارتی

اثرات غیر حرارتی، از روی اصول فیزیکی به خوبی قابل درک است. سایر اثرات احتمالی مثل القا سرطان، به عنوان اثرات غیر گرمایی شناخته می شوند. اکثر تحقیقات،محدوده فرکانسی ۶۰-۵۰ هرتز را بررسب و آزمایش کرده اند. نتایج حاصل از برآورد ریسک وابسته، بر اساس گرد آوری ۴۶ بررسی اپیدمیولوژیکی،استدلال های قانع کننده ای جهت وجود یک ارتباط معین بین میدان های مغناطیسی نوسان کننده با فرکانس پایین و لوسمی را نشان نمی دهد. ناکنون هیچ مکانیزم فیزیکی برای اثرات حرارتی به اثبات نرسیده است. هم چنین هیچ اطلاعات سازگاری مبنی بر خطر سلامتی و بهداشتی ناشی از میدان های مغناطیسی نوسان کننده ۶۰-۵۰ هرتز در محیط های صنعتی و وایسته وجود ندارد و نیز هیچ اثر مزمنی در عملکرد مغزی،زمان واکنش و تیز بینی در نمونه های فردی تحت تابش در تصویر برداری رزنانس مغناطیسی کشف نشد. اثری مربوط به میدان های مغناطیسی یکنواخت یا نوسان کننده در فرکانس های قرار دادی نیز محاسبه نشده است.تنها اثر مشهور شناخته شده بر سیستم حسی انسان ، القا فسفنر های مغناطیسی است که در فرکانس های کمتر از سطح ترکیب پرش بینایی ۴۰ هرتز پدید می آید و تحریک بافت های حصبی یا عضلانی در فرکانس های ۲-۱ کیلو هرتز و داونه های میدان ۱۰را شامل می شود. یک میدان رادیو فرکانسی هم چنین می تواند یک جریان در یک سیم پیچ ساخته شده از حلقه های سیم القا نماید.این جریان می تواند در یسم ها ایجاد حرارت موضعی کند که ممکن است سبب ایجاد سوختگی در پوست بیمار شود. این سوختگی ها می توانند بوسیله گرم شدن حلقه هایل به وسیله اثرات رسانایی بین حلقه و پوست بیمار به وجود بیاید.

همچنین میدان رادیو فرکانسی ممکن است سبب تغییرات حرارتی خاص میدان در سیستم های بیولوژیکی بشود که بدون افزایش صعودی در دمای بدن ایجاد شده اند. با این وجود،این اثرات به درستی درک نشده و در شرکت هایی که سیستم های رزنانس مغناطیسی استفاده می کتنن، مورد بررسی قرار نگرفته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392ساعت 9:58  توسط هدی و حمیده ماهانی | 
اثرات بییولوژیکی رزنانس مغناطیسی هنوز در مرحله تحقیقات است و هنوز مورد خاصی در خصوص اثرات جانبی آن گزارش نشده است. اما گزارشاتی مبنی بر این که میدان قوی مغناطیسی روی شبکیه و چشم اثراتی می گذارد و همچنین ایجاد تاخیر در التیام زخم بر اثر تاخیر در عمل فیبروبلاست ها،بالا رفتن میزان تری گلیسرید سروم یک یا دو روز پس از قرار گرفتن در میدان مغناطیسی وجود دارد،اما بدون شک اثرات جانبی ناچیز تصاویر رزنانس مغناطیسی (اگر هم وجود داشته باشد)بسیار کم خطر تر از تابش پرتوهای یونیزان به بدن است.

هنوز هم یکی از محدودیت های بزرگ تصاویر رزنانس مغناطیسی قیمت بسیار زیاد آن است. تصاویر رزنانس مغاطیسی در مواردی که از جسم فرومغناطیس در بدن شخص وجود دارد،نباید به کار رود،بویژه کلیژ آنوریسم می تواند در میدان مغناطیسی حرکت کرده و رگ را پاره کند.تنظیم کنننده های قلب نیز ممکن است بر اثر امواج رادیو فرکانسی دچار اختلال شود. همچنین در مواردی که از مواد فلزی استفاده شده است،ممکن است بر اثر گرمای ایجاد شده در آن ضایعاتی ایجاد شود.

اثرات بر روی سلامتی

با توجه به فواید بسیار فراوان رزنانس مغناطیسی در پزشکی،خطراتی طبیعی در محوطه رزنانس مغناطیسی وجود دارد که می بایست مورد توجه قرار گیرند.عموما در طی تصویر برداری با روش رزنانس مغناطیسی و طیف سنجی توسط آن،بیمار در حال سکون و افرادی که در مجاورت تجهیات می باشند،همزمان می توانند تحت تابش سه نوع میدان مغناطیسی ثابت ،گرادیان های میدان مغناطیسی و میدان های مغناطیسی ناشی از امواج رادیو فرکانسی قرار گیرند.خطرات ناشی از این میدان ها می توانند بیماران،کارمندان و افراد دیگری که در محوطه میدان مغناطیسی هستند را تحت تاثیر قرار دهند.

اثرات میدان های مغناطیسی یکنواخت

از میدان مغناطیسی یکنواخت برای هم جهت سازی هسته ها در بدن بیمار استفاده می شود.این میدان مغناطیسی یکنواخت قوی همیشه حتی زمانی که توسط دستگاه رزنانس مغناطیسی تصویر گیری انجام نمی شود،حضور دارد.دامنه قدرت میدان های مغناطیسی که در سیتم های  تحقیقاتی و کلینیکی برای تصویر برداری و یا طیف سنجی مورد استفاده قرار می گیرد از ۰.۱۲تسلا تا بیش از ۱۰تسلا در مقایسه با ۵۰میلی تسلا که قدرت میدان مغناطیسی زمین می باشد،متغییر است. ولی اگر از این حد بیشتر باشد،باید علامت حفاظت توسط شرکت پشتیبانی یا تولید کننده دستگاه قبل از استفاده معمول کلینیکی تهیه شود.

دو مقوله حفاظتی عمده در خصوص میدان های مغناطیسی مورد استفاده در روش رزنانس مغناطیسی یکی جذب مواد فرومغناطیس به سمت آهنربا و دیگری تغییرات بیولوژیکی می باشد. وسایلی که از مواد فرومغناطیس ساخته شده اند،نظیر ابزار جراحی(مثل کلیپسهای آنوریسم ،قیچی ها و خون بند ها)یا اجزا خاصی از وسایل پزشکی قابل کاشت در بدن(مثل پروتز ها،تنظیم کننده های قلب و تحریک کنندهای عصبی) به سمت هسته آهنربای اصلی اصلی جذب خواهند شد و این اثر تحت عنوان پرتابه شناخته می شود. هر فرد یا چیزس در مستقیم شی هنگامی که شی به سمت آهنربا حرکت می کند، ممکن است مورد اصابت قرار گیرد. افرادی که درون یا نزدیک سیستم رزنانس مغناطیسی هستند، ممکن است آسیب جدی ببینند. علاوه بر این،شی سیسستم رزنانس مغناطیسی یا تجهیزات دیگر داخل اتاق نیز ممکن است خراب شوند. برای برخی ابزارهای حساس مثل تجهیزات ثبت و بررسی فیزیولوژیکی بدن و تنظیم کننده قلب،هنگامی که تا سطح خاصی تحت تابش قرار گیرند ،آسیب های دائمی ممکن است ایمن به نظر برسند،در محدوده رزنانس مغناطیسی به پرتابه تبدیل می شوند.

بررسی های اپیدمیولوژیکی

گسترده ترین تحقیقات اپیدمیولوژیکی اثرات میدان های مغناطیسی یکنواخت شامل تجزیه و تحلیلی میزان مرگ و میر در گارگران کارخانه آلومینیم بوده و برریس دیگری در سال ۱۹۸۴ بر روی شیوع بیماری های کارگرانی که تحت تابش میدان های مغناطیی یکنواخت مجاور شتاب دهنده های ذرات هسته ای و تجهیزات ردیابی در آزمایشگاه های ملی آمریکا قرار گرفته اند، صورت گرفته است. این تحقیق شامل ۷۹۲ مورد تحت تابش و ۷۹۲ مورد شاهد همراه با تظابق سنی،نژادی و وضعیت اجتماعی بوده است که وقوع بیماری ها در ۱۹ گروه از آنها به ثبت رسیده است. میزان تابش ها از ۰.۵ میلی تسلا به صورت روزانه تا متجاوز از چندین سال،تا میزان ۲تسلا طی چند ساعت بود. هیچ افزایش یا کاهش عمده ای در شیوع بیماری ها در این مورد تشخیص داده نشد. از میان ۷۹۲ مورد،۱۹۸نفر تابش های ۰.۵ تسلا یا بیشتر را طی یک ساعت یا بیشتر دریافت کردند و هیچ تفاوتی بین این گروه و گروه باقیمانده از جمعیت تحت تلبش یا شاهد های مطابقت یافته مشاهده نشد و نیز هیچگونه تمایلی در اطلاعات دلالت کننده بر موجودیک واکنش نسبت به دز وجود نداشت.

اثرات حسی

اثرات حسی بدن و آزمایشات عملکرد شنوایی بر روی افراد تحت تابش در میدان های مغناطیسی ۵/۱تسلا، هسیچ اثری را نشان ندادند. ولی حالت های تهوع،سرگیجه،استفراق و القای فسفنز های مغناطیسی در نمونه های انسانی تحت تابش ۴ تسلا گزارش شدهند. این احساسات با حرکت درون میدان یکنواخت ۴ تسلا همراه هستند.اثرات روی نوعی موش که تحت تابش میدان ۴ تسلا همراه با گرادیان های میدان ۱۰T/M یا بیشتر در هنگام ورود آهنربا قرار گرفته اند،شامل کاهش موقتی زاد و ولد مادامی که در میدان مغناطیسی هستند و یک ناسازگاری در مقابل میدان مغناطیسی بود.

علاوه بر مکانیزم های محتمل،اگر ناهمسانی قابلیت مغناطیس پذیری اجزا حسی ذرات مغناطیسی گوش میانی به حد کافی بزرگ باشد،که در آن انحراف سلول های گوش میانی به وسیله اثرات گردش مایع درون لنفی گوش میانی حاصل شود،یک اثر مکانیکی- مغناطیسی نیز احتمال وقوع دارد.

اثر و عملکرد مستقیم میدان های مغناطیسی بر روی بدن انسان بدیهی شمرده شده  ولی غیر محتمل و بعید می باشد،مگر اینکخ گروه های شناخته شده ای از اجزا مغناطیسی به سیستم های حسی متصل باشند. حدود ۵ میلیون کریستال منفرد دو قطبی در هر گرم از اغلب بافت های درون مغزی و با غلظتب حدود ۲۰ برابر درپوشش های مننژی مغز وجود دترند.کریستال ها متشکل از ۵۰ تا ۱۰۰ذره می باشند. بنابر این به استثنا استفراغ و سر گیجه در برخی نمونه ها در ۴ تسلا و خطرات ناشی از پرتابه ها و اجزا مصنوعی کاشته شده،هیچگونه ملا حظات تابش فردی که به تنهایی به اثرات میدان مغناطیسی نسبت داده شود،وجود ندارد.

اثرات میدان های مغناطیسی متغییر با زمان

گرادیان های میدان مغناطیسی متغییر با زمان در سیستم،برای ایجاد تغییرات وابسته به مکان در قدرت میدان مغناطیسی عمل می کنند گرادیان ها در حین تصویر برداری ممکن است خاموش و روشن شوند. هر چه توالی تصویر برداری یا  طیف  سنجی سریعتر باشد،آهنگ تغییرات گرادیان ها بزرگتر خواهد بود.مهم ترین تدبیر امنیتی در خصوص گرادیان های میدان مغناطیسی متغییر با زمان، اثرات بیولوژیکی و صدای اکوستیک می باشد. مطالعه بدن در میدان های مغناطیسی متغییر با زمان منجر به القای میدان های الکتریکی و جریان های چرخشی در بافت های رسانا می شود. در هر مکان خاصی،جریان های القایی بوسیله سرعت تغیییرات در میدان مغناطیسی و توزیع مکانی امپدانس بدن در فرکانس زیر محدوده ۱مگاهرتز تعیین می شود. در فرکانس های بیشتر از ۱ مگا هرتز یک عنصر فعال شروع به مهم شدن می کند و در فرکانس های بیشتر از ۳۰ مگاهرتز طول موج شروع به تاثیر گذاری روی میدان الکتریکی و انتشار جریان می کند.

گرادیان های میدان متغییر با زمان به کار رفته در اسکنر های رزنانس مغناطیسی در مقایسه با میدان های مایکروویو  دارای فرکانس پایین تری هستند. میدان های مغناطیسی متغییر با زمان میدان های الکتریکی القایی را ایجاد می کنند که می توانند به اندازه کافی بزرگ باشند که با عملکرد طبیعی سلول های عصبی و فیبر های عضلانی تداخل کنند. یکی از این مثال ها احساس فلاش های نوری (فسفنز های مغناطیسی) می باشد که توسط جریان های الکتریکی القایی به سبب تحریک شبکیه ایجاد می شوند.با این وجود این اثر خطرناک نمی باشد واکنش جدی تری در اثر عبور جریان های الکتریکی در بدن رخ می دهد فیبریلاسیون بطنی قلب است.

هنگامی که سیم پیچ های گرادیان در طی زمان تصویر برداری خاموش و روشن می شوند،مقدار معینی صداهای اکوستیک در سوراخ آهنربا ایجاد خواهد شد. این صداها در حین تغییرات سریع جریان های درون سیم پیچ های گرادیان پدید می آیند.این جریان ها ،در حضور میدان مغناطیسی قوی،نیروهای مشخصی را ایجاد می کنند که بر روی سیم پیچ های گرادیان عمل کرده و تولید صدا می کننند.

تغییر در گرادیان خروجی (افزایش زمان یا شدت)که بوسیله تعدیل نمودن پارامتر های تصویر برداری ایجاد می شود،سبب تغییر در سطح صداهای اکوستیک القایی توسط گرادیان خواهد شد. این صدا بوسیله کاهش ضخامت مقطع ،میدان دید،زمان تکرار و زمان تاخیر پالس تاثیر می پذیرند. در بعضی موارد کاهش موقت شنوایی هنگام استفاده از توالی های متداول نیز گزارش شده است.

اثرات امواج رادیو فراکانسی

از پالس های رادیو فرکانسی در تصویر برداری رزنانس مغناطیسی برای تحریک هسته به کار می رود.میدان های حاصل از امواج رادیو فرکانسی ممکن است هم به بافت ها و هم با اجسام خارجی مثل ابزار های کاشتنی فلزی، تداخل کنند. در طی فرآیند تصویربرداری، بخش عمده امواج رادیو فرکانسی به حرارت بین بافت ها تبدیل می شود. جذب انرژی توسط بافت ها از میدان های رادیو فرکانسی منجر به تولید حرارت می شود که وابسته به کاهش مقاومت می باشد. این حرارت موضعی توسط بافت  ها، انتقال پیدا خواهد کرد. این حرارت اهمی بافت  در بافت های سطحی بیشترین مقدار و در مرکز بدن کمترین مقدار را دارا می باشد.

از آنجایی که مشخصات گرمایی اعضای مختلف بدن متفاونتد،اندام ها انرژی گرمایی را سریعتر از بخش های داخلی شکمی انتقال می دهند. چشم ها مثالی از یک اندام با جریان خون آهسته می باشند، به همین علت انتقال انرژی گرمایی آن ها طولانی است. بیضه ها که جدا از حجم اصلی بدن می باشند، به گرما بسیار حساس هستند. عموما افزایش ۱ درجه سانتیگراد دما در یک بدن سالم و عدی قابل قبول است. افزایش عملی دما در هر زمانی وابسته به تبادل میان انرژی منتقل شده از ناحیه مورد نظر بدن می بتشد. دمای محیط و رطوبت کمتر باشد،انتقال نیز بیشتر صورت می گیرد.

سرعت جذب رادیو فرکانسی با عنوان آهنگ جذب ویژه (SAR)که معمولا با SARاندازه گیری می شود،معرفی می شود. عملا آهنگ جذب ویژه آهنگ نرمالیزه شده جرمی است که در آن قدرت رادیو فرکانسی به بافت های بیولوژیکی وابسته است. برای یک توالی پالس معین،آهنگ جذب ویژه وابسته به پرتودهی،شدت و تعداد پالس های رادیو فرکانسی در طی هر زمان تکرار توالی می باشد.

میدان های مغناطیسی متغییر با زمان

آزمایش های پزشکی نشان می دهند هنگامی که آهنگ تغییر در چگالی فلوی مغناطیسی از ۶ تجاوز نکند، خطرات مضری وجود ندارد. با این حال،بیمارانی با تغییرات در نوار قلب که نشانگر رسانایی غیر طبیعی می باشد،ممکن است به تابش در میدان مغناطیسی حساس باشند. به همین جهت،هنگام تابش های بالاتر از ۶،ارزیابی عملکرد عروق قلبی بیمار طی تابش های بیشتر از ۶ بررسی شوند.

جهت کاهش صداهای اکوستیک ایجاد شده توسط گرادیان میدان های مغناطیسی،کاربرد گوشی های هدفون،محافظ های گوشی یا ابزار های دیگر حفاظت شنوایی اکیدا توصیه می شود. همچنین کاهش در صداهای اکوستیک بوسیله کاهش سطح پلاسما در یک توالی تصویر برداری نیز قابل دستیابی می باشد.پیشرفت های اخیر در تکنولوژی پردازش سیگنال دیجیتالی، دستیابی به سیستم کنترل صدای دقیق را مقدور می سازد. سیستم به طور مداوم صداهایی در محیط را نومونه گیری می کند،به این منظور که صداهای القا شده توسط میدان مغناطیسی گرادیان تضعیف شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1392ساعت 8:59  توسط هدی و حمیده ماهانی | 
تنظیم کننده های قلب درون فلزی که از فولاد و یا تیتانیوم ساخته شده اند،قرار می گیرند. سیگنال های الکتریکی که از وسایل به کار برده شده در میوکاردیوم ایجاد میشوند،باعث کاهش ضربان قلب به پایین ترین حد بحرانی خود می شود(ولتاژ ۵ولتی و جریان ۱۰میکرو آمپری و زمان یک میلی ثانیه ای از مشخصات این سیگنال ها می باشد)تنظیم کننده های ضربان قلب که خوب کار نمی کنند،باعث تغییراتی به صورت فوق می شوند. در بیشتر تنظیم کننده های ضربان قلب،میدان مغناطیسی در مدار بسته ای تقویت شده که باید به نحوی حساسیت مدار را ازبین برد که باعث ایجاد ایمپاس های ناخواسته در وسایل بازرسی کننده ضربان قلب نشود.

از یک میدان مغناطیسی قوی،فقط حدود ۰.۱میلی تسلای آن روی این عوامل موثر می باشد و شدت میدان در فاصله ۵متری یا بیشتر از یک مغناطیس ۰.۵تسلایی خطراتی را ایجاد نمی کند. با قرار دادن یک مغناطیس کوچک روی قفسه سینه بیمار در کلینیک ها برای از بین بردن این اثرات استفاده می کنند.

به طور کلی باید گفت،که مواد فلزی که در بدن به کار برده می شوند(به هر دلیلی) باعث از بین رفتن یکنواختی میدان مغناطیسی و در نهایت ایجاد ایمپالس های اضافی شده و باعث ناهنجاریهایی مخصوصا در کار ضربان قلب می شوند.این ایمپاس ها در نتیجه تغییرات گرادیان میدان مغناطیسی نسبت به زمان نیز می باشد.تغییرات فلو یا شار میدان مغناطیسی بر حسب زمان باعث قطع خطوط میدان مغناطیسی و در نتیجه ایجاد جریان الکتریکی می شود. در نهایت می بایست اشاره کرد که اثرات میدان مغناطیسی بر روی بدن به سه دسته تقسیم می شوند:

۱)اثرات میدان الکتروستاتیک که باعث چرخش اسپین ها می شود.

۲)اثرات جریان های القایی بوسیله گرادیان میدان مغناطیسی که رزنانس پروتون ها را بر عهده دارد.

۳)اثرات گرمایی میدان های رادیو فرکانسی که باعث چرخش بردار مغناطش حول میدان مغناطیسی می شود. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 10:34  توسط هدی و حمیده ماهانی | 
سیستم اعصاب مرکزی

اطلاعات اولیه نشان می دهد که روش رزنانس مغناطیسی برای تصویر برداری از حفره خلفی مغز بر سی تی اسکن ارجحیت دارد. حفره خلفی قسمتی از مغز است که شامل مخچه و ساقه مغز می باشد.تصاویر کاذب ناشی از استخوان های ضخیم که جمجمه را احاطه کرده ه اند،ناحیه خلفی را در سی تی اسکن تار و غیر واضح می کنند. تاثیر این استخوان ها در تصاویر رزنانس مغناطیسی نا چیز است و نیاز این ناحیه حفره خلفی در تصویر برداری رزنانس مغناطیسی به صورت واضح و عاری از تصاویر کاذب خواهد بود.

عموما حذف تصاویر کاذب ناشی از استخوان ها،در روش رزنانس مغناطیسی یک وجه تمایز مهم بین روش رزنانس مغناطیسی و روش سی تی اسکن می باشد.به هر حال،ناتوانی در به تصویر کشیدن ساختمان های کلسیفیه می تواند یک نقطه ضعف برای تصاویر رزنانس مغناطیسی باشد. در حالی که این ساختمان ها به علت محتوای کلسیم به راحتی با روش سی تی اسکن قابل تشخیص و تمایز خواهند بود.

ضایعاتی مثل گرانولژیهای کلسیفیه در ریه یا کلسیفیکاسیون در بعضی سلول های سرطانی مشخص،مشکلی است که در رزنانس مغناطیسی،بیش از سی تی اسکن به چشم می خورد. به نظر می رسد که تصاویر رزنانس مغناطیسی در بررسی های معمول مغز نقش افزایش یابنده ای داشته باشد،در حالی که نقش سی تی اسکن در بررسی این قسمت ها ناچیز است.از آنجایی که یک افتراق طبیعی بین بافت ها در رزنانس مغناطیسی دیده می شود که بیش از سی تی اسکن خواهد بود،لذا افتراق بین ماده خاکستری و ماده سفید توسط رزنانس مغناطیسی بهتر صورت می گیرد.این مسئله،روش رزنانس مغناطیسی را قادر می سازد که نسبت به روش سی تی اسکن در تشخیص بیماری های ماده سفید مثل بیماری های اسکلروزیس حساسیت بیشتری داشته باشد.

تصویر رزنانس مغناطیسی و سی تی اسکن هر دو در جداسازی سلول های سرطانی مغز از مواردی که تجمع مایع محیط را احاطه کرده است،با مشکل مواجه می باشند. تصاویر رزنانس مغناطیسی ممکن است در بعضی موارد خاص حساسیت کمتری نسبت به تصاویر سی تی اسکن داشته باشد. به عنوان مثال،مننژیوما که یک نوع سرطان مغزی می باشد،توسط رزنانس مغناطیسی به سختی از بافت های طبیعی مغز قابل افتراق است. اما نخاع یک منطقه مناسب برای بررسی توسط رزنانس مغناطیسی می باشد. حذف تصاویر کاذب استخوانی اجازه یک رویت بسیار خوبی از محتویات کانال نخاعی را می دهد. به علاوه،این تکنیک توانایی اقتراق بین نخاع از مایع مغزی نخاعی را بدون نیاز به استفاده از مواد حاجب فراهم می کند.تصاویر رزنانس مغناطیسی در تشخیص سلول های سرطانی نخاعی و تغییرات کیستیک نخاع حساس می باشند. بیماریهای دیسک ممکن است، توسط رزنانس مغناطیسی مشخص شوند،اما هنوز نقش رزنانس مغناطیسی در تشخیص مشکلات شایع کلینیکی به درستی شناخته نشده است.

قفسه سینه

به نظر می رسد قفسه سینه،ناحیه مناسبی برای بررسی با روش رزنانس مغناطیسی باشد.ریه ها به علت اینکه دانسیته پروتونی کمی دارند،دارای کیفیت خوبی در تصاویر رزنانس مغناطیسی نمی باشند. همچنین جریان خون در عروق بزرگ باعث عدم وضوح آنها می شود. عضلات قلبی به خوبی توسط ریه ها پوشیده شده ه اندو جریان خون بین قسمت های مختلف آن برقرار می باشد.به علاوه،بررسی مدیاستن توسط روش رزنانس مغناطیسی به صورت بالقوه مفید و میسر خواهد بود.به علت ساختار طبیعی عروق خونی و راه های هوایی که مقاومت کمی دارند،هر نوع بافت سرطانی در مدیاستن به راحتی در این روش قابل رویت خواهد بود. مشکلات تصویر برداری از قفسه سینه به علت حرکات قلب و تنفس همچنان وجود دارند و به همین علت است که تصویر برداری با روش گیتینگ از سیستم قلب پیشرفت کرده است و وجود نقایص دیواره های قلب و دریچه های قلب را نشان می دهد.این روش در تشخیص بیماری های مادرزادی قلب ارزش فراوانی دارد.البته می باست متذکر شد که بررسی ایسکمی یا انفارکتوس عضلات فلب نیاز به استفاده از مواد کنتراست دارد .

شکم

حرکات قلب باعث کاهش  ارزش تصویر برداری از قسمت های فوقانی شکم شده است.در عوض روش گیتینگ می تواند، در این حالت کمک کننده باشد. شواهدی وجود دارد که روش رزنانس مغناطیسی در تشخیص سلولهای  سرطانیهای اولیه و متاستاتیک کبد از سی تی تسکن حساسیت بیشتری دارد.غدد آدرنال،کلیه ها و ساختمان های خلف صفاقی به خوبی دیده می شود ولی شواهد کمی در خصوص برتری رزنانس مغناطیسی نسبت به سی تی اسکن در این نواحی وجود دارد.رویت پانکراس طبیعی به وسیله رزنانس مغناطیسی نیز مشکل می باشد.

لگن

حرکات تنفسی تاثیر ناچیزی روی ساختمان های لکن دارد که باعث افزایش کیفیت تصویر از این ناحیه در مقایسه با قسمت های فوقانی شکم می شود. توانایی روش رزنانس مغناطیسی در تهیه مقاطع و مورب در بررسی نواحی زاویه دار در لگن،مفید خواهد بود.به عنوان مثال،سلول های سرطانی مثانه(سلول های سرطانی سقف و کف مثانه)به خوبی قابل رویت می باشد. در حالی که ارزیابی این سلول های سرطانی در مقاطع عرضی مشکل است. در حالی که روش سی تی اسکن عموما فقط بزرگی پروستات را نشان می دهد،ولی تصاویر رزنانس مغناطیسی توانایی تشخیص سلول های سرطانی داخل غده را دارد.در دستگاه تناسلی زنان،روش رزنانس مغناطیسی در تشخیص نئوپلاسم و گسترش آنها مفید خواهد بود.

به طور کلی روش رزنانس مغناطیسی یک روش غیر تهاجمی برای بررسی جنین است. در زنان حامله،کاربرد امواج ماورای صوتی در تعیین توده ای شکمی محدود است، اما تصاویر رزنانس مغناطیسی به راحتی این کار را انجام می دهد.در مادران حامله که بر اثر چاقی یا الیگو هیدرو امینوس کار آیی ماورای صوت در حد مطلوب نیست،به راحتی می توان از تصاویر رزنانس مغناطیسی کمک گرفت.

امروزه با استفاده از تصاویر سه بعدی تصاویر رزنانس مغناطیسی،به راحتی ساختمان عروق مطالعه می شود.از روی اختلاف در تصاویر رزنانس مغناطیسی می توان حتی نوع مایع مشخص شده در تصویر را پیدا کرد،زیرا تصاویر حاصل از آبسه،صفرا،آسیتادرار،هماتوم،پلورال افیوژن،مایع مغزی نخاعی،آنزیم های پانکراس و سلول های سرطانی نکروتیک با هم فرق می کنند.اشکالمختلف بافتهای مشاهده شده در تصاویر  ارتوپدی مثل استخوان کورتیکال،غضروف مفصلی عضلات،تاندون ها،لیگامنتها،مینیسک و چربی هر کدام یک تصویر جداگانهدارند،بنابراین یک کنتراست عالی در تصویر ایجاد میشود. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 10:1  توسط هدی و حمیده ماهانی | 
از هنگامی که تصاویر رزنانس مغناطیسی، تصاویر برش نگاری مقطعی ایجاد کرد،به عنوان یک کمک جانبی مفید برای روش های اشعه ایکس به کار گرفته شد. با یک تصویر رادیوگرافی معمولی تمامی ساختمان های بدن در معرض اشعه ایکس قرار گرفته و همه آنها در یک تصویر تخت دو بعدی روی هم می افتند. در بیشتر اوقات،تابش های متعدد با عوامل متضاد،تشخیص واضح یک ساختمان آناتومیک با یک ارگان را از دیگری ضروری می سازد. در حالی که در روش های تصاویر مقطعی از قبیل سونوگرافی،سی تی اسکنو رزنانس مغناطیسی هسته ای ارگان های مختلف را آسان تر از هم جدا می کند و هیچ روی هم افتادگی وجود ندارد و مقاطع متعددی نیاز است تا یک ناحیه منفرد از بدن را پوشش دهند. علاوه بر مشکل روی هم افتادگی سایه ها، رادیوگرافی ساده در توانایی تشخیص و تمایز انواع بافت ها توان محدودی دارد.

روش رادیوگرافی معمولی، توانایی تمایز و تشخیص دو ناحیه متفاوت که تقریبا تفاوت در جذب اشعه ایکس آنها اندک است را ندارد، یعنی تصاویر رادیوگرافی نمی توانند تغییرات جذبی کوچک را آشکار کنند.عموما تصاویر رادیوگرافی  معمولی تنها می توانند هوا،چربی، بافت نرم، استخوان و فلز را تفکیک کنند، در حالی که تفاوت جذب اشعه بین بافت ها زیاد است، اغلب بافت ها مثل کبد و کلیه نمی توانند از همدیگر تفکیک شوند. به وسیله رادیوگرافی تفاوت جذب اشعه به تنهایی می تواند این دو را مجزا کند، مگر اینکه تفاوت ها از طریق کاربرد داروهای کنتراست،بزرگ نمایی ایجاد نمایندتا تصاویر قابل تفکیک شوند. تصاویر سی تی اسکن خیلی بیشتر از فیلم رادیوگرافی نسبت به تغییرات کوچک جذب اشعه ایکس حساس می باشند، بنا براین می توانند در تشخیص کلیه از کبد بر اساس تفاوت جذب اشعه ایکس آنها به کار روند. در صورتی که تصاویر رزنانس مغناطیسی می توانند تفاوت های کوچک کنتراست بین بافت ها را آشکار کنند. باید مجددا تاکید کرد که این اختلاف بافت ها ناشی از اختلاف بافت ها ناشی از اختلاف جذب اشعه ایکس می باشد. کنتراست موجود در رزنانس مغناطیسی که ناشی از تداخل جسم با میدان مغناطیسی است، قویتر از نوع اشعه ایکس می باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1391ساعت 9:48  توسط هدی و حمیده ماهانی | 
تصویر برداری از سر

به دلیل اینکه سر حرکت ذاتی آزاد دارد، یک جسم ایده آل برای تصویر برداری با رزنانس مغناطیسی می باشد. با زمان تصویر برداری چند دقیقه ای،می تئان تصاویر با کیفیت بالایی از سر را تهیه کرد. با این روش، به وضوح می توان اختلاف بین ساختمان هایی از جمله غده هیپوفیز،شبکه کروئید و مخچه و چهار بطن را تمایز داد. علاوه بر این، می توان اختلاف بین جسم خاکستری و جسم سفید مغز را نیز مشاهده نمود. حفره هایی که در مایع مغزی نخاعی موجود می باشند،در این روش تصویر برداری سیاه به نظر می آیند،زیرا هسته های بر انگیخته شده در مایعی با حرکت تند واقع  هستند که یک فاصله موثری را طی کرده و در نتیجه فرآیند تصویر برداری نمی تواند،سیگنال های حاصل شده را آشکار نماید.

مطالعه سلول های سرطانی مغزی که توسط سیستم سی تی اسکن انجام می شود، توسط این روش نیز مطالعه و مشاهده آنها صورت می گیرد. یک مقایسه بین توانایی های رزنانس مغناطیسی و سیستم سی تی اسکن را می توان در (سلول های سرطانی بد خیم بدون متاستاز که از نوروگلی ها درست شده است)به طور آشکار مشاهده کرد که تصاویر تهیه شده توسط این دو روش متفاوت می باشند.

در تصاویر رزنانس مغناطیسی،ادم پریفکال که همراه توده بدخیم است را نمی توان به وضوح مشاهده کرد و یا اینکه آن را از توده بدخیم تشخیص داد،زیرا هردوی آنها (توده بدخیم و التهاب همراه آن) زمان های آسایش شبیه به هم دارند و هم اینکه محتوای آب آنها نیز یکی است. ولیکن در سی تی اسکن تمایز بین این دو و همچنین تشخیص آنها از یکدیگر امکان پذیر است. مثلا در دمل مغزی، آبسه و اطراف آن در سی تی اسکن روشن دیده می شود. در صورتی که در رزنانس مغناطیسی اینها از هم قابل تمایز نیستند،زیرا محتوای آب آنها با یک درجه افزایش یافته و شبیه به هم هستند.در روش رزنانس مغناطیسی تشخیص زودرسی از انفارکتوس(توقف یا تراکم خون در رگ)در مغز امکان پذیر است ولی در سی تی اسکن چنین تشخیص زود رسی امکان پذیر نیست،زیرا باعث افزایش آنی یا طولانی شدن سریع زمان آسایش بافت مورد نظر می شود. در اینجا به نظر می رسد  که باید شدت تصویر را کاهش داد تا تصویر با کیفیت بالایی در روش بهبودی معکوس ظاهر شود. امروزه بیشتر آزمایشات روی تشخیص مراحل تصلب چند تایی صورت می گیرد .زمان آسایش طولانی پلاکت خون باعث می شود که یک ضایعه با کنتراست بالا را توسط روش رزنانس مغناطیسی به آسانی مورد مطالعه قرار داد.

تصویر برداری از تنه

تصاویر تهیه شده با این روش  از ستون فقرات به طور واضح تصاویر دیسک های بین مهره ای را نمایان می سازد و توموگرافی مزایای بیشتری از سی تی اسکن را برای تشخیص در این ناحیه دارد،زیرا تصاویر طی چند دقیقه تهیه می شوند.

حرکات غیر ارادی ارگان ها در قفسه سینه،جمع شدن فضای پشت صفاقی با عمل تنفس و حرکات دودی لوله گوارش ممکن است، باعث تصاویر کاذب شود. علیرغم این محدودیت،تصاویر به دست آمده توسط این روش از قفسه سینه و ارگان های شکمی از کیفیت بالایی برخوردارند. همچنین توانایی تشخیص کبد سالم توسط این روش به نحو احسن امکان پذیر است.

کیفیت تصاویر حاصل از قفسه سینه را می توان با همزمان کردن آنها با امواج حاصل از الکتروکاردیوگرام افزایش داد و تحت این شرایط می توان تصاویر خوبی از قلب را تهیه نمود.

تصویر برداری با این روش برای سنجش قطر آئورت و رسوب های کلسترول و چربی که سبب سخت شدن  دیواره رگها می گردد، بسیار مناسب است که با تصویر برداری از رگهای خونی این امکان عملی می شود.باید این نکته را مورد توجه قرار داد که تصویر رگهای خونی و تصویر حاصل از آئورت مات دیده می شود. علت آن این است که اگر در زمان صفر،انگیزش پروتون ها آغاز شود و نیز از یک گرادیان میدان استفاده شود و پروتون در برش معین با ضخامت کم تحریک شود و مخصوصا در مورد خون،تنها به تحریک لایه ای از آن قسمت پرداخته شود که در آن لحظه در قسمت تحریک شده قرار دارد. هنگامی که پس از چند میلی ثانیه(حدود ۲۸میلی ثانیه) به تحلیل پیام پروتون ها در همان برش پرداخته می شود،خونی که پیش تر مغناطیسی شده، از آن محل گذشته و جای آن خون تازه ای که از نظر مغناطیسی بر انگیخته نشده است،می گیرد که این پدیده حرکت خون نام دارد.بنا بر این،تصویر رگهای خونی به علت پدیده حرکت خون مات دیده می شوند.در حالاتی که میلین تشکیل دهنده غلاف عصب ها تجزیه می گردد،مقایسه بین تصاویر حاصل از رزنانس مغناطیسی و سی تی اسکن نشان می دهد که تصاویر حاصل از رزنانس مغناطیسی از دقت بیشتری برخوردار می باشند. بدین صورت که افزایش مقدار آب در میلین که ناشی از تجزیه آن می باشد، سبب افزایش زمان آسایش شده و تصویر روشنی از عصب های آسیب دیده را نشان می دهد. در صورتی که با سی تی اسکن نمی توان عصب های سالم را از عصب های غیر سالم به خوبی از یکدیگر تمیز داد.

در مورد بافت های سرطانی باید گفت که محتوای آب(پروتون) و مقادیر آنها به میزان قابل توجهی بیشتر از بافت سالم می باشد. امروزه بیشتر تحقیقات درباره سرطان و پیشگیری از آن روی تصاویر حاصل از آنها متمرکز شده است. چرا که به وضوح می توان از روی تصاویر حاصله حتی به نحوه و چگونگی رشد سرطان نیز پی برد.در یک مورد آزمایش،تعداد سی و هفت بیمار مبتلای به سرطان سرویکستحت شرایط بیهوشی توسط روش های سونوگرافی داخلی و سی تی اسکن و رزنانس مغناطیسی مورد مطالعه قرار گرفتند و از تعداد ۲۰بیمار پاتولوژیکی،سونوگرافی داخلی ۱۹مورد و سی تی اسکن ۱۶ مورد و رزنانس مغناطیسی تعداد ۱۸ مورد بیماری را نشان دادند. در آزمایشی دیگر که روی تعداد ۱۳نفر باقی مانده انجام شد،سونوگرافی داخلی ۱۳ مورد و رزنانس مغناطیسی و سی تی اسکن هر کدام ۱۲ مورد بیماری را نشان دادند. با توجه به این تجربیات نشان داده شد که دقت سونوگرافی داخلی و رزنانس مغناطیسی از روش سی تی اسکن در تشخیص سرطان سرویکس بیشتر می باشد .همچنین تجربه شده است که رزنانس مغناطیسی برای تشخیص بیماری های واژن و مثانه روش بسیار مناسبی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 10:7  توسط هدی و حمیده ماهانی | 
وضعیت قرار گرفتن بیمار معمولا ساده و آسان است. بر روی دستگاه رزنانس مغناطیسی و به طور معمول بیمار به صورت خوابیده به پشت روی میز دراز می کشد که این میز به داخل محفطه وارد می شود. این مسئله حائز اهمیت است که بیمار موردی از منع عکسبرداری توسط رزنانس مغناطیسی نداشته باشد. این موارد شامل دستگاه ضربان ساز قلبی و داشتن آنوریسم(تجمع غیر طبیعی عروق)داخل مغز می باشد. گاهی اوقات و ضعیت قرار گرفتن بیمار به صورتی متفاوت از وضعیت خوابیده به پشت خواهد بود. به طور مثال،ممکن است بیمار را برای گرفتن تصاویر مایل به یک سمت بچرچانند و وضعیت خوابیده به شکم و خوابیده به یک سمت مورد استفاده قرار گیرد. به منظور تغییر در اجزایی که تحت تاثیر جاذبه قرار می گیرند یا برای راحتی بیماران(بیماری ترس از فضای تنگ و محدود)تصویر برداری از بعضی از بیماران (چون بیشتر دستگاه های رزنانس مغناطیسی به صورت یک تونل ساخته شده اند)، نیز می تواند مشکل باشد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 9:36  توسط هدی و حمیده ماهانی |